شعرو غزل
الک محبت

صحن باصفای رضا(ع)

ویبره ی دل

ریزش دانه های عصیان

خوشا به حال زوار

قلوه های درشت گناهم

باید خیس بخورد

در چشمه سار ندامت

اگر خارای ریا

خردکن توبه را نشکند

شاید الک شدم

دعایم کن

 

میلاد نور مبارک

انگار

پروانه های غربت

غریب نوازترند

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 9:6  توسط نوزادی - محمد | 

خانه دوست "دل "است

گرچه در منزل ما فاصله هاست

در اتاق فکرم

می نشیند هر دم

خلوتم پر شده از

هی مرور و تکرار

تشنه تر از هر بار

تازه می گردد از او خاطره های بسیار

قلب من

 تپ...

 تپ...

 تپ

یک

لحظه شمار

می تپد بر دیدار

ترسم از شوق رسیدن بر یار

مات

مانَد از کار

و به دل جا ماند

حسرت روی بهار

.....چه بهاری

که قرین گشته به اندوه شقایق این بار

مرگ یک غنچه به پهلوی کبود گل یاس

خاطرات تلخِ

یک در سوخته و یک دیوار

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 12:6  توسط نوزادی - محمد | 


 امیــــد به برگشتن دلــــــــدار ندارم

همدم بجز از ،بخت نگونـــــسار ندارم


شهد لب یاقــوت تو ،قوت سحرم بود

یک بوسه ی خالی، دم افــطار ندارم


بازار پر از رنگ و لعـــاب بــــدلی شد

از غرفه ی اغـــیار، من آمـــــــار ندارم


رفتی و دو چشمم ز غمت کاسه ی خون شد

من حوصـــله ی زردی رخــــسار ندارم


تجویز دل سوخته ام، وسوسه می گفت:

طـــبل دگـــــری زن، دل بیــــعار ندارم


زاری کنمت جان من از پرده بــرون آی

من طاقت این گــــیتی بیمــــــار ندارم


دستی بکش از مهر سر و چهره ی این شهر

تــاب نــــظر این هــــمه زنـــــگار ندارم


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 10:23  توسط نوزادی - محمد | 
با سلام خدمت دوستان گرامی 

آغاز ولایت امام زمان(عج) را به شما تبریک می گویم

الهم عجل لولیک الفرج


بارالها تو نقاب از رخ دلبر بردار

پرده از آن رخ زیبای منور بردار

عشوه اش کشت مرا طاقت من آخر شد

چاره ای بهر نجات دل مضطر بردار

دفتر زندگیم پر ز خط حسرت شد

سوز حسرت ز دل صفحه آخر بردار

ترسم این دفتر من بسته شود وامانم

جان من، یک نظر این پرده ز دلبر بردار

دیده و دل ز غم یار به یک رنگ شده

تو حجاب دل و این دیده احمر بردار

چشمه جاریست ولی در گذرش خاشاک است

هرچه مانع شده بر دیدن مظهر بردار

شب تارست نبینم بجز از سوسویی

جو غبار است تو گرد از ره اختر بردار

یا ببار از سر لطفت که هوا تازه شود

یا که ابر از سر راه مه و اختر بردار

در هراسم که در این تاری شب گم نشوم

دستگیرم شو و یا چاه ز معبر بردار

منتظر خسته نشو ،سپیده دم در راه است

بار بیهوده مکش ،توشه بهتر بردار

یک ضیافت به هوای گل نرگس برپاست

رو مهیا شو و یک رخت معطر بردار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 9:28  توسط نوزادی - محمد | 
دل چنان پر

که به زبان زده است

دلهره برای آرامش

تار تنهایی می نوازد

خیاط زمانه

مدتی است

چشمهایش را به زمین می دوزد

آخر

عرق پدر

در تشک نیاز

خاک می شود

گلهای خوابیده را ترک می کند

تا خجالت توجیبی صبح

بر صورتش سبز نشود

گوشت جان آب خواهد شد

تا بفهمد

بی گوشت هم می توان

دیگر اجتماع کوچک

تاب ایستادن ندارد

درد که زیاد می شود

دوست داشتن به شبهه می افتد

و عشق

مشکوک به خیانت


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 11:46  توسط نوزادی - محمد | 
امشب

در فردوسی هستم 

که بی تو جهنم است

شانه ام

گیسوان ژولیده زندگیم را سامان نمی دهد

زانوانم

 مرهم هق هقم نمی شود

صدای جیرجیرک 

پتک تنهایی بر سرم می کوبد

انگار چشمانم 

از تمام بدبیاریهایم سان می بینند

و دلتنگیهای عالم 

در سالن سینه ام 

مجمع گرفته اند

دعا کن 

این میزبانی آخر باشد

دارد اعتصاب می کند

قلبم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392ساعت 11:14  توسط نوزادی - محمد | 
بی قراریم از توست

پا پس نکش

رقیبت مصمم است

من به عشقت خواهم تاخت

تا دلم آرام گیرد

یا در سینه تو

یا سینه قبرستان

در نبودت

نمودار عمرم چه زود رشد می کند

جوگندمی اش را ببین!

دیر بجنبی

رختم را همرنگ نمودار سپیدم می کنند

و در حسرت تو

به خانه بخت گورستانم می برند

-------------------------------------------------------

حک شده ای

با هیچ بهانه ای

از صفحه ذهنم پاک نخواهی شد

سوز نمک شیرین زبانیت

تا پایان من

ماندگارند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 11:46  توسط نوزادی - محمد | 
خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار        

   یکی ظـــــهور امام و یکی شـــــروع بهار


خانه دوست "دل "است

گرچه در منزل ما فاصله هاست

در اتاق فکرم

می نشیند هر دم

خلوتم پر شده از

هی مرور و تکرار

تشنه تر از هر بار

تازه می گردد از او خاطره های بسیار

قلب من تپ تپ تپ

یک

لحظه شمار

می تپد بر دیدار

ترسم از شوق رسیدن بر یار

مات

مانَد از کار

و به دل جا ماند

حسرت روی بهار

.....چه بهاری

که قرین گشته به اندوه شقایق این بار

مرگ یک غنچه به پهلوی کبود گل یاس

خاطرات تلخِ

یک در سوخته و یک دیوار

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 9:49  توسط نوزادی - محمد | 
پای من همچو نبات در زمین گیر شده

آسمان در سرم و دل زمین گیر شده

بال پـــروازم ده ، پــــایم اینجا باشــــد

بکَن از خاک مرا که دلــم ســــیر شده

خاک اینجا سردست مهربانی مُردست

جـــای گـــل باروت و هدیه ها تیر شده

رنگ بدبینی ها ، عــــایق پنجره هاست

رنگ عشــــق و دل ها سیه قــیر شده

دوره ی وارونــــه، صــــافی در زنجیــــر

روزگــــــار دغل و روبــــهان شیر شده

مردی از دنیا رفت، چیــــره شد نامردی

جســــد یکـــرنگی به زمین زیـــر شده

دلخوشم بر یاری، که می آید جمــــعه

طاقــــت و عمرم رفت، چقدر دیر شده

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 13:20  توسط نوزادی - محمد | 
کو تقلای من و تو

به رد هوای تازه

بزن از خانه برون شو

که به این خانه نشینی

نشود صید غزالی

پر کن از عشق تفنگت

بزن از خانه به صحرا

که به هر تیر نگاهی

غزلی صید شود

و بپز جان غزل را آرام

تا بپیچد بویش

و هوا تازه شود

هرکجا خانه عشق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 13:42  توسط نوزادی - محمد | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کـــز کرده ام کنــار خـم و میـــل بــاده نیست
سخت است دل بریدن واین کار ساده نیست

نوشته های پیشین
شهریور 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
دی 1392
آذر 1392
مرداد 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
پیوندها
ذره درمسلخ تغزل شمع
خاکستر سرد
شعر ناب شاعران معاصر جوان
راز صبح
صبح خواهد آمد
ماسبذان
شيرين تر از پرواز
رد پاي سپيد
اشعار آرش آهمند
غم ماندگار
تو در پناه خدایی و خدا هرگز
شبهای بارانی
شعر شاعران بیرجند
حوزه هنری خراسان جنوبی
جاذبه هاي گردشگري كتول-محمد رضا افراز
منتظر
از سر دلتنگی
دلنوشته های پاییزی
iهمراز کویر
شبنم فرضي زاده
به جرم عشق
بهانه
مهدی آخرتی
غزلهای غلامرضا شکوهی
فرهود شامحمدی
لال پر قیل و قال
سید محمد رضا طباطبایی
امیر نظام دوست
lمحمدحسن هاشمی
حسن مصطفی زاده
دل نوشته محمد حسن
چه شد آخر قسمهایت
شادی
من و این ترانه ها
عکسخانه قهستان
غزل
مشق مهربانی دل
تیغ نامه
ری را جویباری
تک بیتی های ناب
خانه شعر خراسان
محدود در حروف
شاعرانه های باد
آواز بالهای غزل
روزگار بی تو
رضا
دلکده رویش
العجل یا صاحب الزمان
یاقوت سبز
خورشید شب
نوشته من- خانم سلیمی
بیا کنار پنجره
اولوالالباب
غریبانه
به رنگ شعر
لبخند مصنوعی
اشك غزل
یاقوت
یک سبد خیال
اشک و عشق
در مسیر آب و آتش
غروب پنجره
هنوز هم یکی هست
انصارالمهدی
انجمن شعرایران
جایپاهات رو غرورم
اسپريچو
تو بارون كه رفتي
مجتبي هژبري
منتظر 313 مرد
اشعار طنز
آسیابان - قهستان
واژه های خاموش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM